«خپل»، گربه پشت سیاه و تن سفید باغ گل ها، بی خیال روی گلها وعلفها غلت میخورد و کنار گل همیشه بهارساعتها جاخوش میکرد.
با تماشای این کارتون ما هم دلمان میخواست کنار تلویزیون جا خوش کنیم وبی خیال درس و مشق شویم! نهایت تحرک خپل وقتی بود که دنبال پروانهها و زنبورهای باغ راه میافتاد و یا برای اینکه قدش بلندتراز گلهای آفتابگردان شود روی پنجه هایش بایستد.
جورج (اژدهای صورتی رنگ)،فریدا (کانگروپاپیون زده)،راکی(خرگوش) و حلزونی خوش برورو همنشین خپل درباغ گلها بودند.این کارتون چندان ماجرایی نداشت اما تماشای آن با قصه گویی هوشنگ لطیف پور بسیار شیرین بود.